یک، دو، سه ... آتش :
اقبال فیلم آتش بس در فروش بالا را می توان علاوه بر تمایل عمومی به تماشای یک اثر از کارگردان شناخته شده ای چون تهمینه میلانی، به ترکیب سنی جمعیت مخاطب سینما در ایران نیز نسبت داد. گروه سنی جوان و نوجوان ایرانی، مولفه های خاصی را از طریق تمایلاتِ سبکی در زندگی روزمره به سینماگران ابراز می نمایند. بعلاوه، پیشی گرفتن فرم بر محتوا که نمود آن در همه عرصه های زندگی روزمره مشاهده می شود، در سینما نیز به شیوه خاص خود نمود می یابد تا هماهنگی بینِ اثر و مخاطب که لازمه فروش و اقبال فیلم است، تامین شود. بنابراین محدوده ای از بحث پیرامون این فیلم می تواند حولِ فرم مدرن و شیک نماها متمرکز شود.
کاراکترها، که قرار است نماینده مخاطبین سینمای امروز باشند، بیش از آنکه وضعیت جاری زندگی شهروندان جوان را به نمایش بگذارند، اشاره به تمایلات تامین نشده یا ایده آل های جوانان دارند. همچنین، نقش تادیبی فیلم که در صدد است تا مسائل ارتباطی، شیوه عشق ورزی و زندگیِ مشترک را آموزش دهد، از بین علت های بسیار، تنها موضوعات روانشناسانه را به عنوان علت ذکر می نماید. این شیوه تقلیل گرایی، مهمتر از همه در ارتباط با سانسورهای صورت گرفته بسیار در فیلم هایی است که مسائل اجتماعی را مورد نقد قرار می دهند. بنابراین، کارگردان به موضوعاتی شخصی و غیر حساس اشاره نموده است که مقاومت خاصی را موجب نمی شود.
اگرچه سینمای ایران سیر تغییرات از معنامندی به تجاری را طی می نماید، اما همچنان دلایل روشنی وجود دارد تا نشانه هایی از حس مسئولیت در قبالِ مخاطب را در این سیر حفظ شده فرض بگیریم. بنابراین، این فیلم در صدد برآمده است تا با تلفیق کارکردهای آموزش و تفریح، حد واسط بین سینمای معناگرا و سینمای تجاری را حفظ نماید.
اقبال به این فیلم نشان می دهد، معیارهای دقیقی برای تعیین سودمندی تجاری یک فیلم وجود دارند و بنابراین وضعیت غیر قابل پیش بینی سابق، جای خود را به معیارمندی حساب شده ای می دهد که از طریق تحقیقات اجتماعی قابل حصول است. الزامی وجود ندارد تا تولیدات سینمایی را لزوما به معناگرایی منتسب نماییم، خصوصاً در شرایط رقابت با سایر فیلم سازان و همچنین فیلم های خارجی بسیاری که اگر چه از طریق سینمای ایران ممنوعیت نمایش دارند اما جمعیت مخاطب قابل توجهی را در ایران به خود اختصاص می دهند.
به دور از داوری اخلاقی در خصوص این فیلم، می توان با توجه به فروش بالای آن، وضعیت اجتماعیِ ایران را مورد ملاحظه قرار داد. به عنوان مثال، عدم تمایل به درگیری ایدئولوژیک با محتوا و توجه به نماها و سکانس هایِ مدرن، کاراکترهای معروف و ستاره های سینما، و نوع رابطه موجود بین شخصیت ها و خصوصاً زن و مرد جوان، از جمله این تمایلات اجتماعی است.
سینمای این کشور اکنون اولین تجارب خود را در مورد گذر از معنا و توجه به موارد تفریحی در فیلم، از سر می گذراند. ممکن است این شیوه فیلم سازی برای جامعه معنا گرا با نقدهای بسیاری همراه باشد اما اثر مورد بررسی تهمینه میلانی نشان می دهد که داوری در خصوصِ معنای نهفته در فیلم هایش، بی نتیجه است. این سینما با محرک منفعت هدایت می شود و بنابراین، موفقیت یا عدم موفقیت آن را باید تنها از طریق میزان فروش مورد داوری قرار داد.
وجوهی از فرهنگ عامه پسند و توده ای که از هواخواهان بسیاری در ایران برخوردار است، مورد شناسایی قرار گرفته و در تولید این اثر تاثیر داده شده اند. تلاش برای معنامندی در فیلم های سابق این کارگردان هم به جز کوشش برای ابرازِ دیدگاه های جنجالیِ مُد گونه و اقبال عمومی نبوده است. در نتیجه مجموعه آثار این کارگردان را باید در محدوده فیلم های تجاری مورد داوری قرار داد. موج های اجتماعی بسیاری که در دوره اصلاحات مورد کنکاش محققین سینما قرار می گرفت، برای بسیاری از کارگردان ها مانند میلانی، بستری تعبیر می شد که می توانستند از طریق آن منفعتِ سرمایه گذاران را تامین نمایند. خانواده میلانی گروهِ تولید و کارگردانی را تشکیل می دهند که به جز تمایلات منفعت جویانه، موضوعات دیگری را مورد توجه قرار نداده اند. این موضوع در فیلم آتش بس با موفقیت کامل همراه شده است.
کاراکترِ زن فیلم آتش بس، مهندس معماری است، و این اتفاقی نیست که میلانی نیز تحصیل کرده رشته معماری است. در مجموعه تولیدات میلانی، شاید آتش بس صریح تر و صادقانه تر از سایر فیلم های میلانی، بازنمایی تمایلاتِ شخصی کارگردان را در قالب کاراکتر ارائه می نماید. کاراکتری لجوج که در تلاش برای استیلا بر زندگی به شیوه خود، متکی به تعبیرات روانشناسانه مردسالارانه می شود و همین تلاش برای او کافی است تا مناسبات جامعه مردسالار را پذیرا شود. این موضوعی است که اگر چه میلانی تمایلی ندارد تا به آن اشاره ای نماید اما از فیلم تجاری، جوان پسند و تهی از معنای آتش بس، استنباط دیگری برنمی آید.
This is the main question in the social science .
the left theoris pretend that there is no global culture except western culture
and the main elemnets of this concept are western concepts.
on the contrary the conservatist and liberal theories pretend that the this structure is composed of global elements and ther isnot any dominance cultural elements.
برخورد(کرش[1])
کارگردان و نویسنده :پل هگیس[2]
بازیگران:ساندرا بالوک[3] ، مت دیلون[4] ، برندن فراسر[5] ، تاندی نیوتن[6] ، رایان فیلیپ[7] ، ترنس هوارد[8] ، کریس بریج[9]،دان چید[10]
مدت زمان : 113 دقیقه
خلاصه داستان:این فیلم داستان برخورد میان اقلیتهای قومی،دینی،ملیتی و نژادی در شهر لس آنجلس است که از یک تصادف رانندگی آغاز می شود.در این فیلم شخصیتهای گوناگونی وجود دارند.یک پلیس با عقاید نژاد پرستانه،یک کارگردان سیاهپوست و همسرش،مغازه داری ایرانی،یک زن سفید پوست عصبی و چند شخصیت دیگر که همه ی آنها به وسیله ی یک سری از برخوردها و اتفاقات با یکدیگر پیوند می خورند.
فیلم برخورد شرحی تکاندهنده و واقعی بر روی بحران نژاد پرستی است که در ادوار مختلف تاریخ در صور گوناگون وجود داشته است.اساس این فیلم بر روی اسکیما ها و پیش فرضهایی است که افراد نسبت به یکدیگر دارند.این پیش فرضها در باره ی قومیتها ،ملیتها و نژادهای گوناگون همواره وجود داشته است و بسیاری از آنها ناشی از برداشتهای" دیگران"[11] است.در این فیلم همه چیز واقعی است و از برخوردهای اتفاقی میان انسانها آغاز می شود.از برخورد نژادپرستانه ی پلیس با زن و مرد سیاهپوست ،از برخورد با دو جوان سیاهپوست در رستوران، رفتار اسلحه فروش با مغازه دار ایرانی و ... همه نگرشهایی با اندیشه ی قبلی هستند که ما خودمان هر روزه در تعاملات روزمره یا شاهد و یا فاعل آنها هستیم.شهر لس آنجلس به درست به عنوان مکان روی دادن اتفاقات فیلم انتخاب شده است ،زیرا شهری است که به چند فرهنگی[12] است.بنا به گفته ی مایک دیویس [13] شهر لس آنجلس دارای" معماری قطعه ای"[14] است.در این معماری هم خانه های شخصی افراد و هم مراکز تجاری و ساختمانهای بازرگانی ،با نمای بیرونی بسته و نفوذ ناپذیر از نظر درونی محیطهایی باز هستند.[15]
این نوع معماری و برنامه ریزی شهری نشاندهنده ی از بین رفتن فضای عمومی به معنای عام آن یعنی به عنوان محلی برای تعاملات اجتماعی آزاد و بدون نظارت است.پدید آمدن اینگونه فضایی شاید به خاطر همین موضوع تنوع قومیتها و فرهنگهایی باشد که در فیلم بر روی آن تاکید شده است.
پیش داوریها و پیش فرضها اساس روابط میان فرهنگی است.این پیش فرضها در بسیاری از اوقات بر روی تصمیمیت ما تاثیرات نادرست می گذارند و باعث می شوند که میان ذهنیت ما تا واقعیت فاصله ایجاد شود.
فیلم حول محور گروهی از انسانها است که از قومیت و ملیتی دیگر به سرزمینی دیگر مهاجرت کرده اند[16]. همواره گروههای اقلیت در بین اکثریت دچار بحرانها و مشکلاتی می شوند ،مخصوصا به خاطر اینکه قومیتها و نژادها معمولا منسوب به ویژگی خاصی هستند،مانند اسکاتلندیها که مشهور به خساست هستند و یا خاورمیانه ای ها که همه عرب و تروریسم هستند.این پیش فرضها در روابط بین فرهنگی که اساس آن باید بر روی تعاملات دوطرفه و احترام به یکدیگر باشد ،همواره مشکل آفرین بوده و هست .
زندگی ماشینی و الیناسیون انسانها باعث شده است که انسانها گاهی حضوریکدیگر را فراموش کنند.همچنانکه در جایی از فیلم یک از بازیگران[17] اینچنین می گوید:"در لس آنجلس هیچ کس به شما توجه نمی کند.ما همیشه در پشت این آهنها و شیشه ها هستیم.من فکر می کنم که ما این حس توجه کردن و لمس کردن را از دست داده ایم،تا وقتی که با یکدیگر برخورد می کنیم.در این وقت است که ما می توانیم یکدیگر را احساس کنیم."
در فیلم به زندگی شخصی شخصیتهای فیلم به خوبی توجه شده است مانند اشاره به فشارهای عصبی زن سفید پوست [18] که بر رفتارش در بیرون از محیط خانوادگیش نیز تاثیر می گذارد."فیلم از داستان شخصیتهای ظاهرا مجزایی تشکیل شده است که هر بخش دیدگاهی گوناگون از یک جامعه چند فرهنگی را نشان می دهد."[19]اساس فیلم چون خواهان بیان یک مفهوم است ،یک داستان خطی را مانند دیگر فیلمهای هالیوودی بیان نمی کند و به این ترتیب بر تعاملات بین فرهنگی در عصر جهانی شدن تاکید می کند.
[1] :crash
[2] :paul haggis
[3] :Sandra bullock
[4] : matt Dillon
[5] : Brendan fraser
[6] : thandie newton
[7] :ryan philippe
[8] :terence howard
[9] :chris ludacris bridges
[10] :don cheadle
[11] :others
[12] :multi- culture
[13] :maike daivis
[14] :fortress architecture
[15] :EmpireTmichael hardt , Antonio negri,oxford university press، p337
[16] :diaspora
[17] :graham waters( don cheadle )
[18] : Sandra bullock
[19] :www.tiscali.co.uk
Globalism or globalization ? Hopes or misgivings? Threats or opportunity?
Globalization is an extra-narrative concept which is controversial in political ,cultural and social science domain .so it has no uniform meaning .
2 approaches toward this concept exist .Left approaches being from Marxism school are originally pessimistic to this concept. New left school claims that globalism is the suitable title to the communicational and informational main stream .According to this approach this stream is a project which is plained by capital world based on elements of western cultural and economic world , so the third world should keep away from this project . beacuse its bilateral and utilitarianist plan . According to this idea globalism project is threat and misgiving for humankind and the western cultural elements will copturer the world .
Another approach to the economic , cultural and informational changes is more optimistic and knows these changes as a process which is called globalization .so all of the societies take part and do their roles according to their abilities and potentialities .so this process is multycultural process and have many variations .
The results of this optimistic idea are hopes and attempts to supply the predispositions and energies.
According to these approaches they are 3 positions .
One of them is participation theory which thinks without any doubt we should move with big river towards the ocean .
Another theory is renounce theory . which offers we should swim against the river .this irrational idea leads to finish becuse willy-nilly the river stream takes us to the ocean .
Another theory is neutralization theory which offers us to keep away ourselves from the river on the hill of sands at the coast.
It seems this approach will leads to sink because in a short time the sands below our feet go with river .
But Kurdish people and
ICT changes has helped to societies to close to each other. global village has various elements that every minorities and countries created them together but percentage of the coorporation is different from one to another .we should take away the plot theory and recognize our potentialities and come to arena.
If the 45 percent of cyber space in internet is in English we shouldn’t say globalization is a western project .we should take part in this process .
Kurds have 7 satellite channels and have brilliant factors
Specially in music ,history and cultural sphere.
Literature and native culture should be supplied in cyber space. Having more than 1000 kinds of native dances (halparkeh) and great history is one of the kurds advantages to supply to the world.
One of the biggest duties for Kurdish elites and intellectuals is defining the disasters and crimes which came for Kurdish people.
Today Kurdish students can know each other from east to west by chat and discussion groups and event news can be exchanged .
Every Kurdish accents can be exchanged and totalitarian states cant do criminal projects like ANFAL . why ? because all of the world can be aware very soon.
Lets believe the globalization and have good roles in this village. For example capturing saddam in a few moments was sended to the world and pleasured all kurds .
Now criminal court for saddam and his aids is a bright sign of good future for kurds .
Lets believe ourselves and supply our advantages in the world .
Cyber world is a good chance new media help us .
Kurdish identity will be supported not weakened in this process .if we know the threats and hopes why we cant swim with the river .
Interactive and multylateral merits of cyber-space is a good apportunity for kurds. Its free place and time from software aspect in cyber-space for everyone to be active element in this global village .searching in internet shows that kurds weblog and websites are active but defining the kurds and Kurdish issues needs to more attempts and palnning.
the Political Theory of Global Citizenship
ایده شهروند جهانی بسیار قدیمی است و در تفکرات غرب به زمان یونان و روم باستان میرسد. این تفکر در دوران رنسانس دوباره احیاء گردید و در قرن هجدهم به اوج شکوفایی خود رسید. همچنین برای مدتی بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم رایج گردید. در دوران جنگ سرد واژههای شهروند جهانی و حکومت جهانی چندان مجالی برای مطرح شدن نیافتند و در دهه ۱۹۹۰ شهروند جهانی یا شهروند جهانوطن از نو مطرح گردید. این کتاب در جستجوی ریشههای تاریخی و تحول مفهوم شهروند جهانی است و ایدة شهروند جهانی را از چند جنبة مختلف مورد بررسی قرار میدهد.این کتاب از طرف انتشارات Routledge در 2005 February توسط آوریل کارتر در حوزه ی مسای جهانی شدن؛ سیاست جهانیو حقوق بینالملل نوشته شده است.
it is my abstract that had been accepted for the security ,democracy & human right conference in the
Intercultural communication
Interculturality is a concept that captures the complex phenomenon of intercultural contact,including intercultural communication. The concept of intercultural communication combines the concepts of interculturality and communication. It also describes the problems and pitfalls of misunderstanding, and the skills and competences required for successfully understanding members of other cultures. Examples for intercultural communication are given from the area of intercultural communications among Iranian Kurds and other ethnicities in
انستيتوي جهاني شدن و انسان گرايي (IGHC)در كانادا اولين گروه فارغ التحصيل را در دوره ي كارشناسي ارشد مطالعات جهاني شدن دارد.اين دوره كه ميان رشته اي است اولين دوره ي شروع به تحصيل دانشجويانش را از سال تحصيلي 2005-2004 آغاز كرده است.
برنامه هاي درسي اين دوره شامل مباحث زير است:
- تركيب كردن جامعه شناسي و ديدگاههاي انسان گرايي با مطالعات جهاني شدن
- دانشجويان از يك جدول زمان بندي درسي ميان رشته اي و منعطف بهره مند مي شوند كه به آنها اجازه مي هد در آينده در يك رشته ي مهم و متمركز تحصيل كنند.
- منابع و فعاليتهاي درسي انستيتوي IGHC در راستاي غني كردن محتواي آموزشي و تحقيقات تجربي است.
Critical Globalization Studies
William I Robinson
تمركز اصلي بخشهاي مهم كتاب بر روي جنبشهاي عدالتخواهانه اي است كه بر عليه تاثيرات مخرب صورتهاي رايج جهاني شدن مبارزه مي كنند.در راستاي توسعه دادن ديدگاههاي نظريه اي جدید،نویسنده تلاش کرده است که محتوای کتاب را به فعالیتهایی در زمینه ی جنبشهای عدالتخواهانه ی جهانی مربوط کند.



